محبت و دوستی 1

محبت و دوستی 1

محبت و دوستی

مفهوم دوستی با خداوند

دوستی خداوند : این دوستی عبارت است از آرامش و انس دل و میل آن به سوی خداوند و پذیرش هر آن چه می خواهد و چیره شدن یاد و ذکر خداوند بر دل.

حقیقت محبت و دوستی خداوند

هر کس خداوند را شناخت او را دوست می گیرد.

محبت و دوستی خداوند همان محبت پرستش او و فروتنی در برابرش و احترام نسبت به اومی باشد. در دل بنده دوستدار چنان محبت و عظمتی از خداوند باشد که به سبب آن دستورهای او را گردن نهاده و از منهیات او دوری گزیند. این محبت اصل ایمان و توحید بوده و بر این محبت فضیلت های فراوانی حاصل می شود و از آثار محبت و دوستی خداوند محبت و دوستی با زمان، مکان، افراد، کارها، سخنان و دیگرمواردی است که خداوند دوست می دارد.

همان گونه که لازم است تا دوستی خداوند فقط برای او باشد، دوستی های طبیعی مانند دوستی فرزند با پدرو مادر و پدر و مادر با فرزند و دانش آموز با معلم و دوستی خورد و نوش، ازدواج ، لباس، دوستان و دیگر چیزها با دوستی خداوند در تعارض نیست.

اما محبت و دوستی حرام به مانند شریک قرار دادن در محبت خداوند هستند، مانند محبت و دوستی با مشرکان و بت های آنان، یا ترجیح دادن خواهشات نفسانی بر امور مورد پسند خداوند یا دوست داشتن اماکن، اشخاص، کارها و سخنانی که خداوند نمی پسندد که این امور از جمله مهلکات هستند. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {و ‌از‌ مردم‌ كساني‌ هستند ‌که‌ ‌به‌ جاي‌ ‌خدا‌ همتاياني‌ ‌را‌ [‌براي‌ ‌او‌] ‌بر‌ مي‌گيرند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مانند دوست‌ داشتن‌ ‌خدا‌ دوست‌ مي‌دارند‌-‌ و مؤمنان‌ ‌در‌ دوستي‌ ‌خدا‌ قوي‌ترند} (سوره بقره آیه 165)

از جمله فضیلت های محبت و دوستی با خداوند:

هیچ عبادتی به مانند دوستی و محبت خداوند و بیم و امید نسبت به او نیست.

1- محبت اصل توحید و یکتا پرستی است و روح توحید خالص کردن محبت و دوستی برای خداوند یکتاست بلکه آن همان حقیقت عبادت است و توحید تکمیل نمی شود تا محبت بنده با خدایش تکمیل نشود و بر تمامی دوستی ها سبقت بگیرد و بر آنها چیره شده و بر همگی حکم کند، به طوری که دوستی بندگان تابع و پیرو این محبت باشد.یعنی همان محبتی که سعادت و رستگاری بنده در آن است.

شوق دیدار خداوند نسیمی است که بر قلب می وزد و دنیا را شاداب می سازد.

2- دلداری دوستدار به وقت مصیبت: دوستدار لذت این محبت را درک می کند و تمام مصیبت ها را از یاد برده و سختی ها را برایش آسان می سازد.

به طور ساده هیچ کس بدبخت تر از کسی نیست که از آرامش و انس با الله تعالی محروم باشد.

3- انتهای نعمت و شادی و شادمانی: این امر جز با محبت و دوستی الله تعالی بدست نمی آید. دل بی نیاز نمی شود و پریشانی او بر طرف نمی گردد و گرسنگی آن پایان نمی پذیرد مگر با محبت و روی آوری به سوی خداوند ارجمند و با عظمت. اگر چه تمام لذت های او فراهم باشد اما انس و آرامش او در گرو محبت و دوستی الله بلند مرتبه می باشد. دوستی او بهشت دل هاست و هیچ چیز در نزد دل های سالم و روان های پاک و عقل های راه یافته و پاک شیرین تر و لذیذ تر و پاک تر و شادی بخش تر از محبت و انس گرفتن با او و شوق دیدار او نیست. شیرینی که مومن در دل خود می یابد بالاتر از هر شیرینی، نعمت و سرور است، آن از هر نعمتی کامل تر و لذتی که از آن حاصل می شود از هر لذتی بالاتر است : &"سه ویژگی اند که در هر کس باشند شیرینی ایمان را می یابد: خدا و رسول او از هر کس در نزدش محبوب تر باشند. دوستی او با هر کس فقط برای خدا باشد و بازگشت به کفر برای او بعد از اینکه خداوند او را از آن نجات داد به مانند سقوط و فرو افتادن در آتش، سخت و ناگوار باشد&" (روایت از بخاری، مسلم و نسائی است)

اسبابی که محبت الله تعالی را ایجاد می کنند:

پروردگار ارجمند و با عظمت دوستدار کسی است که او را دوست دارد و به او تقرب می جوید. نخستین امری که سبب جلب محبت و دوستی خداوند می شود آن است که بنده خدایش را بیش از همه دوست داشته و هیچ مخلوقی را چون او دوست نداشته باشد. تفصیل اسبابی که سبب محبت خداوند می شوند به شرح زیر است:

1- قرائت با تدبر قرآن و فهم معانی و مفاهیم آن. هرکس به کتاب خداوند پرداخت و به آن عمل نمود، دلش به محبت خداوند آباد می شود.

2- تقرب جستن به خداوند به وسیله نوافل بعد از انجام فرائض: &"همیشه بنده من با نوافل به من تقرب می جوید تا اینکه او را دوست می گیرم و آنگاه که او را به دوست گرفتم، من گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و دست او می شوم که با آن کار می کند و پای او می شوم که با آن راه می رود. اگر چیزی از من بخواهد به او می دهم و اگر از من پناه بطلبد او را پناه می دهم&" (حدیث قدسی، بخاری روایت کرده است)

{آنان را دوست می دارد و [آنان نیز] او را دوست می دارند} (سوره مائده آیه 54)

3- تداوم یاد و ذکر خداوند در هر حال، چه با زبان و دل و چه با حال و درهر کار و عملی که انجام می دهد .

4- مقدم شمردن ملزومات محبت خداوند بر خواهشات و امیال نفس آدمی.

5- مطالعه عمیق اسماء و صفات الله تعالی و شناخت آنها .

6- مشاهده نیکی و احسان و نعمت های ظاهری و باطنی او.

7- فروتنی کلی دل در برابر پروردگار ارجمند و با عظمت .

8- خلوت گزیدن با الله تعالی در یک سوم آخر شب، آن گاه که پروردگار به آسمان دنیا فرود می آید، با خداوند خلوت گزیده و با او مناجات کرده و کتاب او را بخواند و مودبانه در برابر او به نماز بایستد و آن را با توبه و استغفار پایان دهد.

9- هم نشینی با دوستان صادق خداوند و استفاده از ثمرات سخنان پاک و نیکوی آنان و سخن نگفتن مگر هنگامی که مصلحت آن غالب بوده و برایش آشکارشود که منفعت آن بیشتر و برای دیگران سودمند است.

10- دوری از هر چیزی که سبب دوری او از پروردگار ارجمند و با عظمت می شود.

از جمله ثمرات محبت و دوستی الله تعالی با بنده:

هر که را خداوند به دوستی بگیرد او را هدایت کرده و به خود نزدیک می کند. رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید: من برابر با گمان بنده ام هستم. هرگاه مرا یاد کرد با او هستم. اگر مرا به تنهایی یاد کند من او را نزد خودم یاد می کنم و اگر مرا در جمعی یاد کرد من هم او را در جمعی بهتر از آن یاد می کنم و اگر یک وجب به من نزدیک شود من دو وجب به او نزدیک می شوم و اگر نیم متر به من نزدیک شود من یک متر به او نزدیک می شوم واگر او آرام آرام به سوی من بیاید من دوان دوان به سوی او می روم&" (روایت از بخاری است)

تا بنده از خدایش بپرهیزد و تقوا پیشه کند خداوند هدایت او را می افزاید و هرگاه که او را به دوستی بگیرد هدایت او را می افزاید و هرگاه او هدایت شد تقوایش را می افزاید.

هر کس را خداوند دوست بگیرد او را در زمین مقبول همه می کند : منظور از مقبولیت این بنده که خداوند او را دوست گرفته، تمایل به سوی او و رضایت و خشنودی از او و تعریف، مدح و ثناء از او، است که از هر طرف سرازیر می شود. همه او را دوست می گیرند مگر فرد کافر، زیرا او دوستی با خداوند را انکارکرده است. پس چگونه او با دوستان خداوند دوست می شود؟ رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"آن گاه که خداوند بنده ای را دوست گرفت جبرئیل را فرا می خواند و می گوید: من فلان بنده ام را دوست دارم پس تو هم او را دوست بدار. می فرماید: پس جبرئیل او را دوست می دارد. سپس در آسمان بانگ می دهد و می گوید: همانا خداوند فلان بنده را به دوستی گرفته، پس شما هم او را به دوستی بگیرید. پس اهل آسمان او را دوست می گیرند. می فرماید: بعد از آن او محبوب همگی و مورد پذیرش همه قرار می گیرد&" (روایت از مسلم است)

و این چنین آن گاه که خداوند بنده ای را دوست گرفت رعایت و عنایت خود را شامل حال او کرده و همه چیز را درخدمت او نهاده و هر سختی را برایش آسان می سازد. هر امر دوری را برایش نزدیک و دست یافتنی ساخته و کار دنیا را برایش آسان می کند و او احساس خستگی و درماندگی نمی کند. پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید : {آنان‌ ‌که‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ انجام‌ داده‌اند، خداوند برايشان‌ دوستي‌ مقرر خواهد نمود} (سوره مریم آیه 96)

ایمان راستین، زندگی و حیات روح و میدان شادی ها است. همانسان که کفر به خداوند مرگ پیش هنگام و میدان غم، غصه واندوه است.

هر کس را خداوند دوست بگیرد معیت خود را شامل او می کند: آن گاه که خداوند بنده ای را دوست گرفت او را پشتیبانی کرده و به عنایت و توجه خود، او را فرامی گیرد و کسی را بر او مسلط نمی کند تا او را بیازارند یا اذیت کنند. در حدیث قدسی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"همانا خداوند فرمود: هر کس بنده مرا به دشمنی گرفت من به او اعلان جنگ می کنم و هرگز بنده نمی تواند با چیزی بهتراز فرایض به من تقرب جوید. همیشه بنده با نوافل به من تقرب می جوید تا من او را دوست خود می گیرم و چون من او را دوست گرفتم گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و دست او می شوم که با آن کار می کند و پای او می شوم که با آن راه می رود و اگر از من درخواستی بکند به او می دهم و اگر به من پناه ببرد به او پناه می دهم. من هرگز در انجام چیزی تردید نکرده ام مگر در گرفتن روح بنده ای که مرگ را ناخوش دارد و من ناراحتی اش را خوش ندارم&" (روایت از بخاری است)

هر کس را خداوند دوست بگیرد خداوند دعای او را اجابت می کند: از جمله دلایل دوستی خداوند با بنده آن است که دعای او را اجابت نموده و به مجرد برافراشتن دستش به سمت خداوند و گفتن &" یا رب&" دعای او را می پذیرد. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {و چون‌ بندگانم‌ درباره ‌من‌ ‌از‌ تو بپرسند ، [بگو:] ‌به‌ راستي‌ ‌که‌ ‌من‌ نزديكم‌. دعاي‌ دعا كننده‌ ‌را‌ هنگامي‌ ‌که‌ مرا [‌به‌ دعا] بخواند، روا مي‌دارم‌. ‌پس‌ بايد ‌که‌ ‌از‌ ‌من‌ فرمان‌ پذيرند و ‌به‌ ‌من‌ ايمان‌ آورند ‌باشد‌ ‌که‌ راه‌ يابند} (سوره بقره آیه 186)

از سلمان فارسی روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند : &"همانا خداوند بسیار با شرم و حیا و بزرگواراست و شرمش می آید که بنده دستانش را به سوی او بلند کند و او آنها را خالی برگرداند&" (روایت از ترمذی است)

آن گاه که خداوند بنده ای را به دوستی گرفت، به فرشتگان امر می کند تا برای او استغفار کنند: فرشتگان برای هر کسی که خداوند او را دوست خود بگیرد استغفار می کنند و از خداوند برایش رحمت می طلبند. پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید : {كساني‌ ‌که‌ عرش‌ ‌را‌ حمل‌ مي‌كنند و آنان‌ ‌که‌ پيرامون‌ ‌آن‌ (عرش‌) هستند ‌با‌ ستايش‌ پروردگارشان‌ تسبيح‌ مي‌گويند و ‌به‌ ‌او‌ ايمان‌ دارند و ‌براي‌ مؤمنان‌ آمرزش‌ مي‌خواهند [مي‌گويند:] پروردگارا، بخشايش‌ و دانش‌ تو همه‌ چيز ‌را‌ فرا گرفته‌ ‌است‌. ‌پس‌ آنان‌ ‌را‌ ‌که‌ توبه‌ كرده‌اند و ‌از‌ راه‌ تو پيروي‌ كرده‌اند، بيامرز. و آنان‌ ‌را‌ ‌از‌ عذاب‌ دوزخ‌ حفظ كن} (سوره غافر آیه 7)

و خداوند بلند مرتبه می فرماید : {نزديك‌ ‌است‌ ‌که‌ آسمانها ‌از‌ فرازشان‌ بشكافند. و فرشتگان‌ ‌با‌ ستايش‌ پروردگارشان‌ تسبيح‌ مي‌گويند. و ‌براي‌ زمينيان‌ آمرزش‌ مي‌خواهند. بدانكه‌ خداوند آمرزگار مهربان‌ ‌است} (سوره شوری آیه 5)

آن گاه که خداوند بنده ای را دوست گرفت او را در هنگامی قبض روح می کند که مشغول انجام کار نیک و صالح است. رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"آن گاه که خداوند به بنده ای قصد خیر نماید او را &"عسلی&" می کند. گفته شد منظور از &"عسلی می کند&" چیست؟ فرمود: پیش از مرگ کار صالح و نیکی را برای او می گشاید و سپس او را بر آن می میراند&" (روایت از احمد است)

آن گاه که خداوند بنده ای را دوست بگیرد او را به هنگام مرگ آرامش می دهد: آن گاه که خداوند بنده ای را دوست گرفت او را در دنیا آرامش می دهد و به هنگام مرگ آرامش و ثبات قدم را نصیب او می گرداند و سپس فرشتگانش را به سویش می فرستد تا او را قبض روح کنند و به هنگام مرگ او را ثابت قدم می کنند و او را به بهشت مژده می دهند. خداوند بلند مرتبه می فرمایدكساني‌ ‌که‌ گفتند:{پروردگارمان‌ خداست‌، ‌آن‌ گاه‌ استوار ماندند. فرشتگان‌ [‌با‌ ‌اين‌ پيام‌] ‌بر‌ آنان‌ فرو مي‌آيند ‌که‌ نترسيد و اندوهگين‌ نباشيد و ‌به‌ بهشتي‌ ‌که‌ وعده‌ داده‌ مي‌شديد خوش‌ باشيد} (سوره فصلت آیه 30)

آن گاه که خداوند بنده ای را دوست گرفت او را در بهشت جاویدان قرار می دهد: هر کس را خداوند دوست گرفت او را در آخرت در بهشتش جای می دهد. لطف و کرم خداوند بر دوستانش در سرای دیگربه ذهن کسی خطور نکرده و نمی کند. خداوند ارجمند و با عظمت دوستانش را به بهشتی وعده داده است که در آن هر آنچه که نفس آدمی میل کند وجود دارد. همانگونه که در حدیث قدسی آمده است، رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده استخداوند می فرماید: &"برای بندگان صالح ام آماده کرده ام آنچه را که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی وصف آن را نشنیده و بر ذهن هیچ بشری خطور نکرده است. بخوانید اگر خواستید ، {هیچ نفس نمی داند آنچه را که از خنکی چشم برایشان پنهان نگه داشته شده است}&" (روایت از بخاری است)

دنیا هرگز گوارا نمی شود مگر با دوستی و محبت پروردگار بلند مرتبه و پیروی از او و بهشت جز با دیدار و مشاهده او گوارا نمی شود.

از جمله ثمرات محبت و دوستی پروردگار بلند مرتبه دیدار اوست : پروردگار ارجمند و با عظمت با نورش بر بندگانی که دوستشان دارد آشکار می شود و آنان چیزی محبوبتر از آن نخواهند یافت. روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم به ماه شب چهارده نگریسته و فرمودند: &"همانا شما پروردگارتان را خواهید دید همان گونه که این ماه را می بینید و در دیدن آن دچار ازدحام نمی شوید، پس نماز پیش از طلوع و غروب خورشید را از دست ندهید، سپس این آیه را خواند ،{حمد خدایت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب تسبیح بکن}&" (روایت از صحیح بخاری است)

نکته ها و احکامی پیرامون محبت و دوستی خداوند:

1- حب و دوستی خداوند با بنده مانع آمدن بلا و مصیبت بر اونیست: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است : &"بزرگی پاداش به همراه بزرگی آزمایش و بلا است. آن گاه که خداوند قومی را دوست گرفت آن را می آزماید پس هر کس خشنود شد و رضایت داد خشنودی و رضایت نصیب او می شود و هر کس ناخشنود شد، پس ناخشنودی بهره او می شود&" (روایت از ترمذی است)

خداوند بنده را به انواع مصیبت ها مبتلا می کند تا او را از پلیدی گناهان پاک و جلا بدهد و دل او را از پرداختن به دنیا فارغ کند. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {و ‌به‌ راستي‌ ‌شما‌ ‌را‌ مي‌آزماييم‌ ‌تا‌ جهادگرانتان‌ و شكيبايان‌ ‌را‌ معلوم‌ بداريم‌ و اوضاع‌ [و احوال‌] ‌شما‌ ‌را‌ بيازماييم} (سوره محمد آیه 31)

و خداوند بلند مرتبه می فرماید : {و ‌به‌ يقين‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌با‌ چيزي‌ ‌از‌ [قبيل‌] ترس‌ و گرسنگي‌ و كاهش‌ اموال‌ و جانها و فرآورده‌ها مي‌آزماييم‌ و ‌به‌ بردباران‌ [‌بر‌ ‌اين‌ آزمون‌] مژده‌ بده (155) [همان‌] كساني‌ ‌که‌ چون‌ مصيبتي‌ ‌به‌ آنان‌ برسد، گويند: «انّا للّه‌ و انّا إليه‌ راجعون‌». (156) اينانند ‌که‌ ‌از‌ جانب‌ پروردگارشان‌ درودها و رحمتي‌ ‌بر‌ آنان‌ ‌است‌ و همينان‌ رهيافته‌ اند (157)} (سوره بقره آیات 157-155)

2- گناه و نافرمانی بنده سبب کاهش یافتن محبت و دوستی خداوند و پایین آمدن کمال آن خواهد شد. محبت به مانند ایمان است و اصلی برای خود دارد و آن را کمال و بلندی است و برابر با گناهان از کمال و رفعت اش کاسته می شود و هر گاه فرد در مرحله اختلاف و نفاق بزرگ وارد شد اصل آن از بین می رود و نابود می گردد. کسی که در دلش محبت پروردگار ارجمند و با عظمت نیست او کافر یا مرتد و یا منافق است. منافق دارای نفاق بزرگ را، بهره ای از دین نیست، اما نمی توان به گناهکاران گفت که آنان از محبت خداوند تهی هستند. بلکه می توان گفت که محبت آنان با خداوند ناقص است و بر همین اساس با آنها برخورد می شود. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: &"اگر شما مرتکب هیچ گناهی نشوید خداوند تبارک و تعالی قومی دیگر را می آفریند تا گناه کنند و سپس طلب ببخشش گناهان خود را نمایند&" (روایت از احمد است)

&" آزادی عبارت است از آزادی قلب از شرک، شهوات، شبهات. و پرستش که عمل قلب است، نباید برای غیر خدا باشد&"

3- محبت و دوستی با خداوند در تضاد با دوستی های طبیعی که نفس آدمی به آنها تمایل دارد، نیست. دوستی خورد و خوراک و نوشیدنی و زنان و غیره. رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"از دنیا من دوستدار زنان و عطریات هستم&" (روایت از احمد است)

پس در دنیا یک سری امور هستند که دوستی و محبت آنها شرک نیست. زیرا نبی خدا صلی الله علیه و سلم آنها را دوست گرفته است. به همین خاطر برای انسان جایز است تا چیزهایی را در دنیا دوست داشته باشد، البته به شرطی که از امور حرام نباشند.

رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"همانا برترین اعمال در نزد پروردگار ارجمند و با عظمت دوستی برای خداوند و دشمنی برای اوست&" (روایت از احمد است)

4- هر گاه شخصی کسی یا چیزی را همسنگ با محبت خداوند به دوستی گرفت، او مشرک است. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {و ‌از‌ مردم‌ كساني‌ هستند ‌که‌ ‌به‌ جاي‌ ‌خدا‌ همتاياني‌ ‌را‌ [‌براي‌ ‌او‌] ‌بر‌ مي‌گيرند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مانند دوست‌ داشتن‌ ‌خدا‌ دوست‌ مي‌دارند‌-‌ و مؤمنان‌ ‌در‌ دوستي‌ ‌خدا‌ قوي‌ترند‌- و ‌اگر‌ [‌اين‌] ستمكاران‌ هنگامي‌ ‌که‌ عذاب‌ ‌را‌ مي‌بينند، ببينند [‌که‌ شريكانشان‌ سودي‌ نمي‌بخشند، خواهند دانست‌] ‌که‌ همه توان‌ ‌از‌ ‌آن‌ خداست‌ و اينكه‌ خداوند سخت‌ كيفر ‌است} (سوره بقره آیه 165) ، در آیه هشدار سختی برای کسی است که محبت شخص دیگری را با محبت خداوند برابر قرار می دهد و به او مانند خداوند احترام می گذارده و به او تعظیم می کند.

خداوند بلند مرتبه می فرماید: {بگو: ‌اگر‌ پدرانتان‌ و پسرانتان‌ و برادرانتان‌ و همسرانتان‌ و خويشاوندانتان‌ و مالهايي‌ ‌که‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ دست‌ آورده‌ايد و تجارتي‌ ‌که‌ ‌از‌ كساديش‌ مي‌ترسيد و خانه‌هايي‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مي‌پسنديد ‌در‌ نزد ‌شما‌ ‌از‌ ‌خدا‌ و رسولش‌ و جهاد كردن‌ ‌در‌ راه‌ ‌او‌ محبوب‌ترند، ‌پس‌ ‌در‌ انتظار باشيد ‌تا‌ خداوند حكمش‌ ‌را‌ ‌در‌ ميان‌ آورد. و خداوند گروه‌ نافرمانان‌ ‌را‌ هدايت‌ نمي‌كند} (سوره توبه آیه 24)

در این آیه هشداری بسیار جدی برای کسی است که یکی از این موارد هشت گانه در نزد او محبوت تر از خداوند هستند. از انس رضی الله عنه روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند : &"هیچ یک از شما مومن نمی شود تا زمانی که من از فرزند و پدر و تمامی مردم در نزد او محبوبتر نباشم&" (روایت از ابن ماجه است)

5- دوستی و همکاری با مشرکان و رها کردن مومنان، با دوستی خداوند به دلیل شرک مشرک ودینش در تعارض است. دوستی به خاطر خداوند و دشمنی به خاطر او اصلی بزرگ در دین است. پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید: {مؤمنان‌ نبايد كافران‌ ‌را‌ ‌به‌ جاي‌ مؤمنان‌ دوستان‌ [خويش‌] گيرند و ‌هر‌ كس‌ ‌اين [كار] ‌را‌ كند [‌او‌ ‌را‌] ‌در‌ هيچ چيز ‌از‌ [دوستي‌] ‌خدا‌ [بهره‌اي‌] نيست‌. مگر آنكه‌ ‌به‌ نوعي‌ ‌از‌ آنان‌ حذر كنيد} (سوره آل عمران آیه 28)

خداوند مومنان را از دوستی و همکاری با کافران باز داشته و تاکید می کند که هر کس چنین عملی را مرتکب شود او هیچ بهره ای از دوستی خداوند ندارد ، دوستی با دوستان و دوستی با دشمنانش در تضاد با هم قرار دارند : {مگر آنكه‌ ‌به‌ نوعي‌ ‌از‌ آنان‌ حذر كنيد} (سوره آل عمران آیه 28)

خداوند بلند مرتبه در دوستی با آنان در زمان ترس اجازه داده است زیرا همزیستی نیکو جز به این طریق با آنان امکان ندارد. در این مورد خاص همزیستی ظاهری با آنان جایز است، در حالی که قلب به ایمان آرامش و اطمئنان داشته و در دل از کافران متنفر باشد. همان گونه که خداوند می فرماید : {مگر كسي‌ ‌که‌ وادار [‌به‌ كفر] شود و دلش‌ ‌به‌ ايمان‌ مطمئن‌ ‌باشد} (سوره نحل آیه 106)

درخشش دوستی :

نشانه دوستی با خداوند کثرت یاد او و شوق دیدارش است. هر کس چیزی را دوست بدارد آن را فراوان یاد می کند و دوست دارد آن را دیدار کرده و به آن برسد.

ربیع بن انس

آن گاه که پیامبر ما صلی الله علیه و سلم میان زندگی دنیا و دیدار پروردگار ارجمند و باعظمت اختیار داده شده، فرمود : &"نه بلکه من آن دوست والا را ترجیح می دهم&" (روایت از احمد است)

رسول خدا صلی الله علیه و سلم دوستی و محبت پروردگار ارجمند و با عظمت و دیدار با او و فضل و رحمت او را بر دوستی دنیا و لذات و بهره های آن ترجیح داد

امید

رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"آسان بگیرید و سختگیری نکنید، بشارت دهید و تنفر ایجاد نکنید&" (روایت از بخاری است)

مفهوم آن:

امید عبارت است از : احساس نمودن وجود خداوند و فضل و رحمت او و شادی نسبت به مطالعه کرم و احسان او و اعتماد نسبت به آن دل ها را به سوی الله و بهشت او می برد. پروردگار ارجمند و باعظمت می فرماید : {و ‌هر‌ كس‌ ‌که‌ بدي‌ كند يا ‌ ‌بر‌ خويشتن‌ ستم‌ روا دارد، ‌آن‌ گاه‌ ‌از‌ خداوند آمرزش‌ بخواهد، خداوند ‌را‌ آمرزنده مهربان‌ مي‌يابد} (سوره نساء آیه 110)

انواع آن:

امید بر سه نوع است. دو نوع آن پسندیده و یک نوع از آن ناپسند است:

1- امید به عملی که در راستای اطاعت خداوند بوده و بر اساس نوری از جانب اوست که امید رسیدن ثواب را از طرف او دارد.

2- امیدواری کسی که گناهی مرتکب شده و سپس توبه نموده است. امید مغفرت خداوندی و محو گناهان و درگذشتن از آنها و پوشیده ماندن آنها را دارد.

3- امیدواری کسی که در گناهان فرو رفته و در آنها از حد گذشته، او امید رحمت و مغفرت خدایش را دارد، اما بدون هیچ گونه عملی و این یک غرور و آرزو و اوهام و خیالات است. امیدی دروغین که هرگزپسندیده به شمار نمی رود. امید مومنان به همراه عمل است.

پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید : {به‌ راستي‌ آنان‌ ‌که‌ ايمان‌ آوردند و آنان‌ ‌که‌ هجرت‌ كردند و ‌در‌ راه‌ ‌خدا‌ جهاد نمودند، اينانند ‌که‌ ‌به‌ رحمت‌ الهي‌ اميدوارند و خداوند آمرزنده مهربان‌ ‌است} (سوره بقره آیه 218)

مراتب آن:

امید مراتب و درجاتی دارد که از فردی تا فرد دیگر متفاوت است و این مراتب عبارتند از:

هر کس به چیزی امید داشته باشد آن را درخواست می کند.

1-امیدی که فرد را به سعی در عبادت تشویق می کند و در نزد صاحبش لذت انجام عبادت را بوجود می آورد حتی اگر شاق و سخت باشد. از اموری که او را از گناهان و منکرات به دور نگه می دارند.

2-امید مجتهدین در ترک آنچه که به آن عادت کرده اند و نفس آنان به آن خو گرفته است و همچنین اموری که آنان را از خواسته خدایشان دور نگه می دارد و دل هایشان را برای خداوند پاک و خالص می گرداند.

3-امید صاحبان دل ها: این امید دیدار خالق هستی به همراه شوق و علاقه و ارتباط قلب به او بوده و این بهترین و برترین انواع امید است. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {پس‌ كسي‌ ‌که‌ ‌به‌ لقاي‌ پروردگارش‌ اميدوار ‌است‌ بايد ‌که‌ كار پسنديده‌اي‌ انجام‌ دهد و ‌در‌ پرستش‌ پروردگارش‌ كسي‌ ‌را‌ شريك‌ نياورد} (سوره کهف آیه 110)

و خداوند بلند مرتبه می فرماید : {كسي‌ ‌که‌ ‌به‌ لقاي‌ خداوند اميد داشته‌ ‌باشد‌، [بداند ‌که‌] ميعاد خداوند آمدني‌ ‌است‌ و ‌او‌ شنواي‌ داناست} (سوره عنکبوت آیه 5)

ارتباط آن به شناخت اسماء و صفات الله تعالی:

فردی که در او صفت امید وجود دارد بر عبادات خودش ملازمت می کند و بر مقتضیات ایمان عامل بوده و امیدوار است که خداوند بلند مرتبه او را گمراه نکند. اعمالش را بپذیرد و آنها را به سویش برنگرداند و پاداش او را چند برابر کند و به او مزد بدهد. او از تمام اسبابی که می تواند استفاده می کند و امید رحمت پروردگار را دارد زیرا او الله تعالی و اسماء و صفات او را می شناسد و می داند که او با خدایی مهربان و دوستدار و شکرگذار و کریم و بخشنده و مغفرت کننده و لطیف مواجه است. او در این دنیا دلسوز بوده و آنگاه که به نزد پروردگار ارجمند و با عظمت وارد شد امید امان از او دارد.

ثمرات امید:

1- تلاش برای انجام کارهای نیک و طاعات را در نزد صاحبش تقویت می کند.

2- صاحب امید به پایبندی برطاعات عادت می کند، هرچند که اوضاع تغییر کرده و یا در تنگنا باشد.

3- صاحب امید همیشه به خداوند رو کرده و با او مناجات می کند و در طلب و درخواست از او بسیار لطافت به خرج داده و با اصرار از او می خواهد.

فرد امیدوار همیشه به فضل خداوند راغب است و به خدایش گمان نیک داشته و امید رسیدن آن را دارد.

4- او بندگی موفقی را به نمایش می گذارد و نیاز بنده به خدایش را آشکار می سازد. او از فضل و احسان خداوند بلند مرتبه لحظه ای بی نیاز نیست.

5- علم و یقین به وجود الله تعالی و کرم او، خداوند پاک بخشنده ترین کسی است که از او درخواست شده و دادن او از همگی گسترده تر و بیشتر است. او دوست دارد بندگانش از او بخواهند و به او امید داشته و بر آن پافشاری ورزند.

مومن بهترین گمان را به خدایش داشته و کارهایش را نیکو می گرداند و گناهکار به خدایش گمان بد می برد و کاری بد می کند.

6- امید بنده را در چهارچوب محبت الله تعالی کشانده و او را به سوی کمال می برد. امیدش افزایش می یابد و آنچه را که آرزو داشت به دستش می رسد، دوستی او با خدایش و شکرگذاری و خشنودی اش از او افزایش می یابد و این از مقتضیات و ارکان عبودیت است.

از جمله نیک گمانی به خداوند آن است که بدانی که خداوند کسی را که به او پناه بگیرد ضایع و نابود نمی سازد.

7- بنده را به مقام شکرگذاری می رساند زیرا او را برای رسیدن به مقام سپاسگذاری از نعمت ها تشویق می کند و این خلاصه عبودیت است.

8- شناختن اسماء و صفات الله تعالی: خداوند مهربان، کریم، جواد، مجیب، جمیل، غنی وپاک است. خداوند چقدر با عظمت می باشد!

9- سبب رسیدن بنده به چیزی می شود که امید آن را دارد و رسیدن بنده به امر مطلوب را به درخواست بیشتر و اصرار بر آن و شهامت مشروط می کند و این چنین بنده در افزایش همیشگی ایمان و تقرب به سوی خداوند مهربان است.

10- شادی مومنان در روز رستاخیز رسیدن به خشنودی خداوند و بهشت او و دیدار خداوند پاک است. همگی این موارد بسته به مقدار امید بندگان و ترس آنان از خداوند در دنیا دارد.

احکام و تعالیم آن:

اگر ترازویی بیاورند و ترس و امید مومن وزن شوند هر دو به یک اندازه خواهند بود.

1- لازمه ترس، امید و لازمه امید، ترس است. به همین سبب نیکوست در جایی امید داشته باشیم که انتظار ترس می رود : {شما‌ ‌را‌ چه‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌براي‌ خداوند بزرگي‌ [و شكوه‌] قايل‌ نمي‌شويد} (سوره نوح آیه 13) ، و پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید : {به‌ مؤمنان‌ بگو: ‌از‌ كساني‌ ‌که‌ ‌به‌ «ايّام‌ اللّه‌» اميدي‌ ندارند، ‌در‌ گذرند} (سوره جاثیه آیه 14) ، یعنی از فرود آمدن عذاب خداوند بر سرشان نمی ترسند، همانگونه که بر امت های گذشته آمد و آنان را هلاک و برباد ساخت.

دوست ندارم که حساب مرا به پدرم حواله کنند . پروردگارم از پدرم برای من بهتر و دلسوز تر است.

امام سفیان ثوری

2- امید دارویی است که به آن در موارد زیر نیاز داریم: زمانی که ناامیدی بر بنده چیره شده و عبادت را رها می کند.

ترس بر فرد طوری چیره شود که به خود و خانواده اش زیان زند و ترس او از مقدار شرعی مطلوب تجاوز کند. در این هنگام حتما باید تعدیل شده و با چیزی تقویت شود، تا تعادل در آن برقرار گردد و آن همان حالت امیدواری است که حالتی طبیعی در نزد مومنین است.

عبادت جز با خوف و رجا ( ترس و امید) تکمیل نمی شود. با ترس بنده از گناهان دست می کشد و با امید برکارهای نیک و طاعات می افزاید.

امام ابن کثیر

3- امید ضد یاس و ناامیدی است. ناامیدی و یاس یادآوری از دست رفتن رحمت الله تعالی است، به گونه ای که دیگر قلب بنده از او درخواست و التماسی نمی کند و این حالت سبب گمراهی و کفر می شود. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {و ‌از‌ رحمت‌ ‌خدا‌ نااميد مگرديد. چرا ‌که‌ جز گروه‌ كافران‌ ‌از‌ رحمت‌ ‌خدا‌ نااميد نمي‌گردند} (سوره یوسف ایه 87)


ترس

{و خداوند ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ [كيفر] خودش‌ ‌بر‌ حذر مي دارد} (سوره آل عمران آیه 30)

مفهوم آن

ترس از خداوند از جمله عبادات قلبی بزرگ است. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {اين فقط شيطان‌ ‌است‌ ‌که‌ [‌شما‌ ‌را‌] ‌از‌ دوستانش‌ مي‌ترساند. ‌پس‌ ‌اگر‌ مؤمنيد ‌از‌ آنان‌ مترسيد و ‌از‌ ‌من‌ بترسيد} (سوره آل عمران آیه 175)

این آیه واجب می کند که باید به تنهایی از خداوند ترسید و بر این تاکید می کند که این از جمله لوازم ایمان بوده و بنده به مقدار ایمانش از خداوند می ترسد.

از ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت شده است که فرمود : &"از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در باره این آیه پرسیدم : {و کسانی که آنچه را باید [ در راه خدا] بدهند، می دهند و دلهایشان بیمناک ست} (سوره مومنون آیه 66) ، آیا آنان کسانی هستند که شراب می نوشند و دزدی می کنند؟ فرمود: نه ای دختر صدیق بلکه آنان کسانی هستند که روزه می گیرند و نماز می خوانند و صدقه می دهند و می ترسند که از آنان پذیرفته نشود&" (روایت از ترمذی است)

انگیزه های ترس از خداوند:

1- بزرگ دانستن خداوند بلند مرتبه و با عظمت و احترام و تکریم او زیرا به اسماء و صفات او آگاه اند : {از‌ پروردگارشان‌ ‌که‌ ‌بر‌ آنان‌ چيره‌ ‌است‌ مي‌ترسند} (سوره نحل آیه 50)

2- ترس از اینکه سرانجامش ناگوار شود و گرفتار عذاب دردناک جهنم وسرانجام بد گردد.

3- احساس او نسبت به کوتاهی اش در رابطه با وظایفی که برعهده ایشان گذاشته شده است از آنجا که از دانش و آگاهی خداوند برخودش و از قدرت اوآگاه است، بیش از آنکه به کوچکی گناه بنگرد به بزرگی و عظمت کسی می نگرد که نافرمانی او را کرده است.

4- تدبر در کلام خدای پاک که پر از هشدار و تهدید برای کسی است که نافرمانی کرده و از شریعت و قانون او دوری می ورزد و نوری را که برایش فرستاده شده رها می سازد.

5- تدبر در کلام پروردگار و فرستاده او و نگریستن در سیره و زندگی او صلی الله علیه و سلم .

لازمه ترس از خداوند دانش نسبت به اوست و لازمه علم و دانش به او خشیت اش و لازمه خشیت، طاعت و پیروی از اوست.

6- تفکر در عظمت خداوند ارجمند و با عظمت، هر کس در این زمینه فکر کند به صفات کبریایی و با عظمت پروردگار پی می برد و هرکس قلبش عظمت خداوند را گواهی داد آنگاه جایگاه هشدار خداوند را متوجه می شود و بدون تردید از خداوند می ترسد : {و ‌خدا‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ [كيفر] ‌خود‌ ‌بر‌ حذر مي‌دارد} (سوره آل عمران آیه 28)

و پروردگار ارجمند و باعظمت می فرماید : {و خداوند ‌را‌ چنان‌ ‌که‌ سزاوار بزرگي‌ اوست‌، ارج‌ ننهادند. و روز قيامت‌ زمين‌، يك‌ جا ‌در‌ قبضه [قدرت‌] اوست‌. و آسمانها ‌در‌ دست‌ [قدرت‌] ‌او‌ درهم‌ نورديده‌ شوند} (سوره زمر آیه 67)

7- تفکر در باره مرگ و شدت آن و اینکه هیچ راه فراری از آن نیست : {بگو: ‌آن‌ مرگي‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آن‌ مي‌گريزيد، [بدانيد] ‌که‌ ‌آن‌ ‌به‌ ‌شما‌ خواهد رسيد} (سوره جمعه آیه 8)

این امر ترس از خداوند را لازم می گرداند. رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"از بین برنده لذات ( یعنی مرگ) را زیاد یاد کنید، چرا که هرکس آن را در تنگی یاد کند برایش گشایش حاصل می شود و هر کس در گشایش آن را یاد کند برایش تنگی حاصل می شود&" (روایت از طبرانی است)

8- تفکر در باره بعد از مرگ، پیرامون قبر و حوادث ترسناک آن. رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"من شما را از زیارت قبرها باز داشته بودم اما اکنون آنها را زیارت کنید چرا که سبب زهد در دنیا و یاد آوری آخرت می شوند&" (روایت از ابن ماجه است)

از براء روایت شده است که گفت : &"ما به همراه رسول خدا صلی الله علیه و سلم در یک تشییع جنازه بودیم. پس بر کناره قبر نشست و گریست تا حدی که خاک تر شد و سپس گفت: ای برادرانم خودتان را برای این چنین روزی آماده کنید&" (روایت از ابن ماجه است)

و پروردگار ارجمند و با عظمت فرموده است : {اي‌ مردم‌، ‌از‌ پروردگارتان‌ پروا بداريد و ‌از‌ روزي‌ بترسيد ‌که‌ هيچ‌ پدري‌ ‌از‌ فرزندش‌ كفايت‌ نكند و نه‌ هيچ‌ فرزندي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌او‌ بتواند چيزي‌ ‌را‌ ‌از‌ پدرش‌ كفايت‌ كند. بي‌ گمان‌ وعده خداوند راست‌ ‌است‌، ‌پس‌ زندگاني‌ دنيا ‌شما‌ ‌را‌ نفريبد و شيطان‌ فريبكار ‌شما‌ ‌را‌ نسبت‌ ‌به‌ خداوند فريب‌ ندهد} (سوره لقمان آیه 33)

9- تفکر در باره سرانجام گناهان کوچک، گناهانی که مردم آنها را حقیر می شمارند در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم آنها را این چنین مثال می زند که یک قوم در یک بیابان چادر می زنند و برای جمع کردن هیزم پراکنده می شوند و هر کس تکه ای چوب می آورد و آن قدر چوب جمع می شود که نان خود را می پزند. در اینجا ارتباطی میان چوب های نازک و روشن شدن آتش، و میان گناهان و پخته شدن پوست گناهکاران وجود دارد : {هر‌ گاه‌ پوستهايشان‌ پخته‌ شود} (سوره نساء ایه 56)

10- بنده بداند که امکان دارد میان او و توبه، با مرگ ناگهانی فاصله انداخته شود. آن هنگام افسوس و حسرت سودی ندارد. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {تا‌ ‌آن‌ گاه‌ ‌که‌ مرگ‌ ‌به‌ سوي‌ كسي‌ ‌از‌ آنان‌ آيد، گويد: پروردگارا، مرا باز گردان} (سوره مومنون آیه 99) ، و می فرماید : {از‌ [فرا رسيدن‌] روز حسرت‌ [و پشيماني‌] هشدار ده} (سوره مریم آیه 39)

11- اندیشیدن در سرانجام بد. خداوند بلند مرتبه می فرماید : {فرشتگان‌ ‌بر‌ روي‌هايشان‌ و پشتهايشان‌ مي‌زنند} (سوره انفال آیه 50)

12- با کسانی همنشین شوید که خشیت و ترس از خداوند را در دلتان افزایش دهند. خداوند ارجمند و باعظمت می فرماید : {و خودت‌ ‌را‌ ‌در‌ همراهي‌ ‌با‌ كساني‌ ‌که‌ پروردگارشان‌ ‌را‌ ‌به‌ صبح‌ و شام‌ ‌در‌ حالي‌ ‌که‌ خشنودي‌ ‌او‌ ‌را‌ مي‌جويند، ‌به‌ [دعا مي‌خوانند] پايبند كن‌} (سوره کهف آیه 28)

ترس از خداوند به دو موضوع مرتبط است:

ا- ترس از عذاب او: به کسی هشدار می دهد که به او شریکی قایل شود و نافرمانی او را کرده و از تقوا و اطاعت او خارج شود.

ب- ترس از خداوند: و آن ترس دانشمندان و کسانی است که خداوند را می شناسند : {و ‌خدا‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ [كيفر] ‌خود‌ ‌بر‌ حذر مي‌دارد} (سوره آل عمران آیه 28)

هر گاه شناخت به خداوند افزایش یافت، بر ترس از او افزوده می شود. پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید : {جز ‌اين نيست‌ ‌که‌ ‌از‌ خداوند، بندگان‌ عالمش‌ بيم‌ دارند} (سوره فاطر آیه 28)

زیرا آن گاه که شناخت آنان به خدا و نام های نیکوی و صفات او تکمیل شد، ترس بر آنان چیره می شود و اثر آن بر قلبشان آشکار و سپس بر اعضای بدن تاثیر می گذارد.

از جمله ثمرات ترس از خداوند:

أ- در دنیا:

آنگاه که ترس در قلب جای گرفت جایگاه شهوت را در آن می سوزاند و دنیا را از آن طرد می کند.

1- یکی از اسباب قدرت یابی در دنیا وافزایش ایمان و اطمئنان است. زیرا آنگاه که به آن چه وعده داده شده ای رسیدی بیش از پیش به خداوند اعتماد می کنی. پروردگار ارجمند و با عظمت می فرماید : {و كافران‌ ‌به‌ رسولانشان‌ گفتند: البته‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ سرزمين‌ خودمان‌ بيرون‌ كنيم‌ ‌ يا ‌ [اينكه‌ بايد] ‌به‌ دين‌ ‌ما باز آييد. پروردگارشان‌ ‌به‌ آنان‌ وحي‌ كرد ‌که‌ ستمكاران‌ ‌را‌ نابود خواهيم‌ كرد (13) و ‌پس‌ ‌از‌ آنان‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌اين سرزمين‌ ساكن‌ خواهيم‌ كرد. و ‌اين‌ [وعده‌] ‌براي‌ كسي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ ايستادن‌ ‌به‌ پيشگاه‌ ‌من‌ بترسد و ‌از‌ بيم‌ دادن‌ ‌من‌ بهراسد(14)} )سوره ابراهیم آیه 14-13)

2- به عمل صالح و اخلاص در آن تشویق می کند و اینکه در برابر اعمال خود در دنیا چیزی نطلبد و مزد خود در آخرت را کم نکند. پروردگار بلند مرتبه می فرماید : {[مي‌گويند] جز ‌اين نيست‌ ‌که‌ ‌براي‌ كسب‌ خشنودي‌ خداوند ‌به‌ ‌شما‌ خوراك‌ مي‌دهيم‌. ‌از‌ ‌شما‌ پاداشي‌ و سپاسي‌ نمي‌خواهيم (10) ما ‌در‌ روزي‌ ‌که‌ [رويها] ترش‌ شوند و بس‌ دشوار ‌است‌ ‌از‌ پروردگارمان‌ مي‌ترسيم} (سوره انسان آیات 10-9)

و می فرماید : {در‌ خانه‌هايي‌ ‌که‌ خداوند اجازه‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ رفعت‌ يابند و نام‌ ‌او‌ ‌در‌ آنجا ياد شود. ‌او‌ ‌را‌ صبح‌ و شام‌ ‌در‌ آنجا تسبيح‌ مي‌گويند (36) مرداني‌ ‌که‌ هيچ‌ تجارت‌ و خريد و فروشي‌ آنان‌ ‌را‌ ‌از‌ ياد ‌خدا‌ و ‌بر‌ پاي‌ داشتن‌ نماز و پرداخت‌ زكات‌ باز ندارد. ‌از‌ ‌آن‌ روزي‌ مي‌ترسند ‌که‌ دلها و ديدگان‌ ‌در‌ ‌آن‌ [روز] نگران‌ شوند (37)} (سوره نور آیات 37-36)

یعنی به حرکت و جنبش در می آید و آن ها را به عمل وا می دارد. نجات و رهایی می خواهند و از هلاکت و بربادی بیمناکند و از این می ترسند که نامه اعمالشان به دست چپ داده شود.

ب- در آخرت:

آن که از الله ترسید، آن ترس او را به تمام امور خیر راهنمایی می کند.

1- بنده در روز قیامت زیر سایه عرش قرار می گیرد. رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید : &"و مردی که زنی زیبا و صاحب مقام او را برای بدکاری خواست و او گفت من از خدا می ترسم&" (روایت از بخاری است)

ظاهر حدیث گویای آن است که او این سخن را می گوید تا زن را هشدار دهد و او را به یاد خدا بیاورد. بر نظر خود پافشاری می کند و بعد از ذکر اصول و مبادی خود، از آن ها باز نمی گردد : &"و مردی که به تنهایی خداوند را یاد کرد و دیدگانش پر از اشک شدند&" (روایت از بخاری است)

خشیتی که منجر به جاری شدن اشک شود سبب می گردد تا در روز قیامت آتش آن چشم را لمس نکند.

2- از جمله اسباب مغفرت و گواه این حدیث رسول خدا صلی الله علیه و سلم است : &"مردی از گذشتگان را خداوند مال و ثروت داده بود و آن هنگام که زمان مرگش فرا رسید به فرزندانش گفت: من برای شما چگونه پدری بوده ام؟ پاسخ دادند: بهترین پدر. گفت: من هرگز کار نیکی انجام نداده ام، پس وقتی که من مردم مرا بسوزانید و سپس بکوبید و بسایید و در یک روز طوفانی خاکستر مرا به باد دهید، آنان چنین کردند. پس خداوند بلند مرتبه او را گرد آورد و زنده کرد و از او پرسید چرا چنین کردی؟ انگیزه تو در دادن این دستور چه بود؟ گفت ترس تو. پس خداوند او را با رحمت خود در بر گرفت&" (روایت از بخاری است)

خداوند او را به سبب جهل و نادانی اش معذور شمرد و ترس او از خدایش برای اوموجب شفاعت گردید و گرنه کسی که منکر بعث و رستاخیز باشد کافر است.

3- همراه خود را به بهشت می رساند. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است : &"هر کس بترسد زود حرکت می کند و هر کس زود حرکت کند به منزل مقصود می رسد. خبر دار که کالای خداوند گران بهاست. خبردار که کالای خداوند بهشت است&" (روایت از ترمذی است)

4- یافتن امنیت و آرامش به روز رستاخیز. خداوند بلند مرتبه در حدیثی قدسی می فرماید : &"سوگند به عزتم که من هرگز دو ترس و دو امن را بر بنده ام گرد نمی آورم. اگر در دنیا از من بترسد در قیامت او را امنیت می دهم و اگر در دنیا از من احساس امنیت نمود در آخرت او را می ترسانم&" (روایت از بیهقی است)

5- شامل شدن در توصیفاتی که خداوند از بندگان مومن اش در آیاتی چون این آیه، ذکر نموده است : {مردان‌ و زنان‌ مسلمان‌ و مردان‌ و زنان‌ مؤمن‌ و مردان‌ و زنان‌ فرمانبردار و مردان‌ و زنان‌ راستگو و مردان‌ و زنان‌ بردبار و مردان‌ و زنان‌ فروتن‌ و مردان‌ و زنان‌ صدقه‌ دهنده‌ و مردان‌ و زنان‌ روزه‌دار و مردان‌ و زنان‌ پاكدامن} (سوره احزاب آیه 35) ، همه اینان کلماتی شریف و پر معنا هستند که لازم است برای به دست آوردن آن معانی سعی شود.

خداوند بلند مرتبه می فرماید : {پهلوهايشان‌ ‌از‌ بسترها به دورمي‌شود. ‌با‌ بيم‌ و اميد پروردگارشان‌ ‌را‌ مي‌خوانند و ‌از‌ آنچه‌ ‌به‌ آنان‌ روزي‌ داده‌ايم‌ انفاق‌ مي‌كنند (16) ‌پس‌ هيچ‌ كس‌ نمي‌داند ‌که‌ ‌از‌ آنچه‌ مايه روشني‌ چشم‌ ‌است‌ چه‌ چيزي‌ برايشان‌ نهان‌ داشته‌ ‌شده‌ ‌است‌. ‌به‌ [پاس‌] آنچه‌ مي‌كردند [پاداش‌ يافتند] (17)} (سوره سجده آیه 17-16)

و خداوند بلند مرتبه می فرماید : {آيا [كسي‌ ‌که‌ شرحش‌ ‌را‌ گفتيم‌، بهتر ‌است‌] ‌ يا ‌ كسي‌ ‌که‌ ‌او‌ ‌در‌ لحظه‌ لحظه شب‌ سجده‌كنان‌ و ايستاده‌ ‌به‌ عبادت‌ مي‌پردازد. ‌در‌ حالي‌ ‌که‌ ‌از‌ آخرت‌ مي‌ترسد و ‌به‌ بخشايش‌ پروردگارش‌ اميد مي‌دارد! بگو: آيا آنان‌ ‌که‌ مي‌دانند و آنان‌ ‌که‌ نمي‌دانند برابرند! تنها خردمندان‌ پند مي‌پذيرند} (سوره زمر آیه 9)

و می فرماید : {و آنان‌ ‌که‌ ‌از‌ عذاب‌ پروردگارشان‌ ترسانند (27) بي‌ گمان‌ عذاب‌ پروردگارشان‌ ايمني‌ ناپذير ‌است (28)} (سوره معارج آیات 28-27)

خداوند نزدیک ترین بندگانش را به سبب خوف و ترسشان نسبت به خداوند ستوده است : {بي‌ گمان‌ آنان‌ ‌به‌ نيكوكاري‌ مي‌شتافتند و ‌ما ‌را‌ ‌با‌ اميد و بيم‌ [‌به‌ دعا] مي‌خواندند و ‌براي‌ ‌ما فروتن‌ بودند} (سوره انبیاء آیه 90)

حتی خود فرشتگان هم از پروردگارشان می ترسند. خداوند بلند مرتبه می فرماید {از‌ پروردگارشان‌ ‌که‌ ‌بر‌ آنان‌ چيره‌ ‌است‌ مي‌ترسند و آنچه‌ ‌را‌ ‌که‌ دستور مي‌يابند، انجام‌ مي‌دهند} (سوره نحل آیه 50)

6- خشنودی از جانب خداوند بلند مرتبه : {خداوند ‌از‌ آنان‌ خشنود شد و [آنان‌ نيز] ‌از‌ ‌او‌ خشنود شدند. ‌اين [پاداش‌] كسي‌ راست‌ ‌که‌ ‌از‌ پروردگارش‌ بيمناك‌ ‌باشد} (سوره بینه آیه 8)

ترس کسانی که خداوند را می شناسند و به او شناخت و معرفت دارند.

اهل معرفت خداوند، با وجود نیکی کردارشان و امید آنان به خداوند ارجمند و باعظمت، اما باز هم آنان از او می ترسند و بیشترین خشیت را از او دارند. از جمله مثالهای آن عبارتند از : گریه رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حال نماز تا جایی که از دل او صدای غل غلی چون غل غل دیگ جوشان به گوش می رسید. ( روایت از احمد، ابوداوود و نسائی است)

- ابوبکر رضی الله عنه زبانش را می گرفت و می گفت : &"این است که مرا به هلاکت می اندازد&" ، و می گوید : &"ای کاش من درختی بودم که بر آن تکیه زده می شد&"

- عمر ابن خطاب رضی الله عنه می گوید : &"کاش من چیز قابل ذکری نبودم. ای کاش مادرم مرا به دنیا نمی آورد&" ، و می گفت : &"اگر شتری بر کناره فرات گم شود و بمیرد، من می ترسم که خداوند در روز قیامت مرا مورد بازخواست قرار بدهد&" ، و می گفت : &"اگر ندا دهنده ای از آسمان ندا بدهد که ای مردم همگی شما جز یک نفر وارد بهشت می شوید، من می ترسم که آن یک نفر من باشم&"

- عثمان بین عفان رضی الله عنه می گوید : &"دوست داشتم بعد از مرگ دوباره برانگیخته نمی شدم&" ، در حالی که او شب را به نماز و خواندن قرآن و یاد خدا به صبح می رساند.

- ام المومنین عائشه رضی الله عنها این آیه را می خواند : {آن گاه خداوند بر ما منت نهاد و ما را از عذاب آتش حفظ کرد} (سوره طور آیه 27) ، در نمازش می گریست و می گریست.. {اگر‌ آنان‌ ‌را‌ عذاب‌ كني‌، آنان‌ بندگان‌ تو هستند، و ‌اگر‌ آنان‌ ‌را‌ بيامرزي‌، تويي‌ ‌که‌ پيروزمند فرزانه‌اي} (سوره مائده آیه 118)

احکام و نکته های خوف و ترس

1- خشیت از خوف و ترس خاص تر است. خشیت از آن کسی است که شناختش به خداوند بیشتر باشد : {جز ‌اين نيست‌ ‌که‌ ‌از‌ خداوند، بندگان‌ عالمش‌ بيم‌ دارند. بي‌ گمان‌ خداوند پيروزمند آمرزنده‌ ‌است} (سوره فاطر آیه 28)

ترسی که با شناخت همراه است. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند : &"اما سوگند به خداوند که من پرهیزکارترین شما هستم که بیشتر از همه از او می ترسم&" (روایت از مسلم است)

به اندازه شناخت از خداوند متعال و اسماء و صفات و کمال و جلال و معرفت او، خوف و خشیت نیز متغیر است.

{جز ‌اين‌ نيست‌ ‌که‌ ‌از‌ خداوند، بندگان‌ عالمش‌ بيم‌ دارند. بي‌ گمان‌ خداوند پيروزمند آمرزنده‌ ‌است} (سوره فاطر آیه 28‌)

2- خوف و ترس زمانی سودمند است که به سعی و تلاش و توبه و پشیمانی و رها کردن کردار ناشایست منجر شود. ترس از آن جا به وجود می آید که فرد زشتی کار بد و جنایت را می داند و هشدار را تصدیق می کند. از معرفت پروردگار بزرگ و با عظمت و بلند مرتبه بر می خیزد و نمی توان ترسی از خداوند را تصور کرد که به عمل و سعی و تلاش وادار نکند.

کسی که از خداوند بترسد هیچ کس به او زیانی نمی رساند و کسی که از غیر خدا ترسید هیچ کس به او سودی نمی رساند.

فضیل بن عیاض

3- ترس از خداوند از واجبات و مقتضیات ایمان است. این امر از والامقام ترین منازل راه و سودمندترین آنها برای قلب است. این بر هر آدمی فرض است که به وسیله آن از گناهان جلوگیری کرده و از دنیا، دوستان ناباب، غفلت و از قساوت قلب جلوگیری می کند.